محمد حسن خان اعتماد السلطنه
629
چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )
نوشتهاند و عباس افندى دوشنبه 28 شعبان 1266 هجرى قمرى . اجمالا ميرزا على محمد چند ادعا كرد و چندبار از ادعاهاى خود توبه نمود و هيچوقت نتوانست مانند يك آدم معتدل ثابت العقيده مطلبى را بپروراند و اعلام دارد و به احتمال قوى جنبهء جنون و ماليخوليا بر او غلبه داشته است و اينكه او را هم كشتهاند براى اين بوده است كه به واسطهء وجود او شورشها و كشتارهاى بسيار در مازندران و زنجان و يزد و نيريز واقع شد و دولت او را مادهء فساد تشخيص داد و عمل از آن گذشته بود كه او را رهاسازند تا مردم خود به ضعف و سادگى او پى ببرند و در حقيقت پيشرفتى كه براى ميرزا محمد على حاصل شد نتيجهء وجود يك عده از مريدان دلير و باهوش او بود كه بههر حال در مقابل دولت ايستاده و به جنگ و شورش پرداختند و يك عدهء ديگر از كسانى كه اهل علم و خطابه و وعظ و سخنورى بودند و مرام باب را ترويج مىكردند ، و گرنه خود باب چيزى نبود و عمدهء علت ادعاى او علاوه بر حالت روحى وضع محيط بود كه زمينه را آماده ساخته بود . از يكطرف حرفها و ادعاهاى شيخ احمد احسائى و سيد كاظم رشتى و محاجات مخالفان آنها ، از طرف ديگر مرشدبازى محمد شاه و خودسر ساختن حاجى ميرزا آقاسى كه خيليها را به طمع رسيدن به اين مقام انداخت و نيز تحريكات بيگانگان براى آشفته ساختن محيط فكرى ايرانيان و ايجاد تشتت و اختلاف كه بالاخره هم به سود خود نتايجى از آن گرفتند كه در سراسر تاريخ قاجاريه شواهد و نشانههاى آن ديده مىشود . خلاصه آنكه صاحب ترجمه در 1260 ادعاى ذكريت كرد يعنى كه مفسر قرآن است . در 1261 ادعاى بابيت كرد يعنى وسيلهء رابطه با امام زمان است . در 1262 ادعاى مهدويت كرد يعنى امام زمان است . در 1263 ادعاى نبوت كرد يعنى كه پيغمبرم . در 1264 ادعاى ربوبيت كرد يعنى كه پروردگار عالميانم . در 1265 ادعاى الوهيت نمود . و در 1266 تمام دعاوى خود را منكر شد و توبه كرد و توبهنامه نزد وليعهد فرستاد ولى مريدانش كار او را دشوار ساختند . شورش و فتنه بر پا نمودند و گرفتاريها براى دولت ايجاد كردند . مولى تقى برغانى ( ص 62 - ص 38 چاپ اول ) ابن محمد البرغانى متولد 1183 هجرى قمرى ، از مشاهير مجتهدين اواخر دورهء فتحعلى شاه و محمد شاه بود . تحصيلات مقدماتيش در برغان ، طهران و قزوين بود . آنگاه به قم نزد ميرزاى قمى رفت و پس از آن به اصفهان و سرانجام به كربلا رفته نزد سيد - على صاحب رياض به تحصيل علوم دينى پرداخت و به ايران برگشت و در طهران مقيم شد و يكبار ديگر نيز براى گرفتن اجازهء اجتهاد به عراق رفت و چون مردى بود سخنور